يه روزم نوبت ما ميشه

سلام. چي بگم والا. خدا هر چي بخواد همون ميشه. خدا رحمتش كنه. وقتي شب دختر داييم راضيه خبرو بهم داد انگار فلج شده بودم. پاهام بي حس شد. فكرم به هيچ جا قد نميداد. حتي فكرشم نميكردم كه دايي محمد اونم الان از دنيا بره. ولي كار خدا حكمت داره. كاشكي امسال تابستوني كه ديدمش بهش بيشتر نزديك ميشدم. هميشه بابام ميگفت هر سؤالي داري از دايي محمد بپرس چون خيلي سرش ميشه و واقعا هم سرش ميشد. وقتي يه سؤال كوچيك ازش ميپرسيدم يه كتاب جوابم ميداد. خاطراتي كه باهاش داريم زياده. اونم رفتو همه ي ماها رو عزادار كرد. يادمه وقتي كوچيك بودم يعني تو سن خردسالي خونشون آبادان بود. بعضي وقتا با مامانمو خواهرم ميرفتيم پيششون. يادمه يه بار كه خونشون بوديم داشت سيگار ميكشيد. من همينجوري بهش گفتم: دايي سيگار ضرر داره . چرا سيگار ميكشي؟ اونم سيگارشو خاموش كرد و وقتي 4 سال پيش اومده بودن خونه ي ما. من نشستم پيشش. اونم بهم گفت يادته بهم گفتي سيگار نكش. از اون وقت تا حالا سيگار نكشيدم فقط بخاطر تو.

خيلي دوسش داشتم. وقتي مامانم اين خبرو فهميد خيلي گريه ميكرد تا راهيش كردم اصفهان براي مراسم. حالا نميدونم زندايي و بچه ها چه حالي دارن. خدا كنه كه جاش توي اون دنيا خوب باشه. بخاطر همين از همتون ميخوام براش قرآن بخونيد يا ذكر هديه كنيد كه خيلي بدردش ميخوره. ولي از اين اتفاق بايد فهميد كه همين روزا هم نوبت ما ميشه.....

89 هم آمد و تو نيامدي

سلام سلام به همه ي شما دوستاي گل. عيد همتون مبارك. اميدوارم به بهترين آرزوهاتون برسيد. خوب سال جديد اومدو كلي خوشي همراهش ولي حيف كه بعدش شراب ناب امتحانات رو بايد نوش جان كنم. خلاصه هر چيزي هست خوبيش اينه كه فاميلا دور هم جمع ميشن. ديد و بازديد شروع ميشه. از همه مهمتر عيدي كه تو جيب مبارك ميره و بعدشم گردشو و تفريحو.... امسال هم مثل همه ي سالها جاي 3 نفر تو خونمون خاليه. دوتاشون كه مالزين. يكيشونم كه آمريكاست. هر جا هستند آروزي سالي پر بركت و خوبي و آدم شدن براشون دارم. گرچند كه خودمم هنوز آدم نشدم اول براي خودم دعا ميكنم: خدايا امسال آدمم كن... امسال خونمون خيلي شلوغ پلوغه. به ياد اونايي كه سال پيش بودنو امسال در بينمون نيستن. يكيش همين مشهدي رجب محله ي ما بود. وقتي ميرقتيم حسينيه هميشه باهامون شوخي ميكرد. يادمه بچه هاي محله ميگفتند امسال كه زمستوني تگرگ زد تگرگا رو جمع ميكرد ميريخت تو يقه ي بچه ها... اون رفت و ما رو با كلي خاطره جا گذاشت...(براي شادي روحش صلوات).

امسال جاي يكي مثل هرسال خاليه. آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست/هر كجا هست خدايا به سلامت دارش. آقا جان! بهار 89 هم آمد و تو نيامدي. پس تا به كي انتظار؟ دل هايمان مريض است و تنها دارويش شما مي باشي. آقاجان! كي شود آيي نظاره بر دلم اندازي تو يارا.... آقا جان! كلي حرف دارم كه برايتان بگويم. پس كي موعد ما خواهد رسيد.....

اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن. صلواتك عليه و علي آبائه. في هذه الساعة و في كل ساعة. ولياً و حافظاً و قائداً و ناصرا. و دليلاً و عينا. حتي تسكنه عرضك طوعا و تمتعه فيها طويلا....

خدا كند كه بيايي گل نرگس...