سلام. هفته ی سوم طلبگی رو پشت سر گذروندم. این هفته سه تا امتحان داشتم. صرف/عقائد و احکام. شکر خدا خوب بودم. اینجا نمره مطرح نیست بلکه فهم درسا مهمه. یعنی کسی برا نمره نمیخونه. اساتید هم اینجا سعی میکنن دید طلبه ها رو از نمره محور بودن تغییر بدن و بیشتر اهمیت فهم درسا رو مطرح کنن. آخه تو دبیرستان یه سری درسا رو میخونیم که معمولا ربطی بهم ندارن. ولی تو حوزه تمام درسا مقدمه ی درسای دیگه میشن. به مثال فلسفه علم آلی(مقدمه برای علوم دیگر) اینجا مطرحه. خلاصه درس و بحثم اینجا زیاده و وقتم کم. امشب هم رفته بودم هیئت محبین اهل بیت(س) برا عزاداری امام صادق(ع). منبرش رو که حاج آقای پناهیان رفتن. مداح هم برادرشون آقا احمد پناهیان بود. بد نبود. سینه ای زدیم و اشکی ریختیم. بازم به سوز دل بعضیا....درس احکام و تجوید این هفته تعطیله و چون درس صرف یه نمه زیاده این هفته رو به صرف و یه کمی به عقائد اختصاص دادن که برای امتحان اختبار برسیم. حجرمون هم معلوم شده. طبقه ی سوم حجره ی 49. هم حجره ای هامم یه دزفولیه و یه اصفهانیه و یه بمی و یه قمی شبانه و دوتا قمی هم که روزانه میان حجره برا استراحت. توی پست بعدی که وقتم آزاد میشه حتما عکاسی میکنمو عکسا رو میذارم. از مدرسه. از خودم. از حجره و طلبه ها و استادا. البته ان شاءالله. چون واقعا نمیدونم. اینم میگم که اگه یهو نشد بزارم مؤاخذم نکنید. این جمعه هم مثل جمعه های دیگه حمام و لباسا البته ملافه هامم شستم. فردا هم که وسایلم رو به حجره خودم انتقال میدم. فردا غیر از کار حجره یه سری درس هم دارم که باید بهشون برسم. یکی کامل کردن پاکنویس صرفم هست و یکی هم عقائد و یه کمم احکام. تجوید هم باید بخونمو بحث کنم. خلاصه کلی وقتم پره. به امید الله بعد از امتحانا اگر شرایط محیا بود برمیگردم دزفول یه سری میزنم. اگرم نه که همینجا میمونمو به خودم میرسم. سه هفته ای میشه که از طلبگیم میگذره ولی وقت نکردم برم جمکران. یاابن الحسن حواست هست دارم تیکه میندازما...نکنه اینقدر بد شدم که نمیخوای مهمون مسجدت بشم....خودت میدونی اگه مهمون حبیب خداست پس ما رو دعوت کن...